آدرس وب جدید من ...
سلام دوستان عزیز از این به بعد من و مطالب من رو تو وب جدیدم ( پسر ایروونی - شور عشق ) ببینید ...
منتظرم ...
خیال کردی بری میری از یادم × × × تو رفتی و نرفت چیزی از یادم
سلام دوستان عزیز از این به بعد من و مطالب من رو تو وب جدیدم ( پسر ایروونی - شور عشق ) ببینید ...
منتظرم ...

سلام ای غروب غریبانه ی دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه ی عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن دل
خداحافظ ای عطر شعر شبانه خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دل های خسته تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته تو را می سپارم به رویای فردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد به دل می سپارم تو را تا نمیرد
خداحافظ ای بر غبار دل من خداحافظ ای ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی، اگر زرد ماندم خداحافظ ای نوبهار همیشه

خوب دیگه هر اومدنی یه رفتنی داره پس راه رفتنی رو باید رفت.
از کلیه دوستانی که توی این مدت با من و لحظه هام همراه بودن ممنونم و امیدوارم
با من و وب جدیدم به آدرس :
http://persianboy90.blogfa.com/
همراه باشن پس منتظر دیدار و حضور سبزتان هستم ...

با سلام ...
بچه ها یه چند روزی باید بریم درس بخونیم و تا یک ماهی امکان آپ کردن نیست پس ببخشید به امید دیدار برامون دعا کنین و براتون آرزوی موفقیت دارم مخصوصا واسه ۰۰۰۱ گلم ...

حسین (ع) بیشتر از آنکه تشنه ی آب باشد تشنه لبیک بود اما افسوس که بجای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی او معرفی کردند. دکتر شریعتی

این ایام تسلیت باد
با آرزوی مقبول شدن عزاداری های شما التماس دعا.

تو دیگه خودت نبودی گفتی کارمون تمومه
منو عاشق کردی و گفتی عشقمون جنونه
تو گلوم یه بغض کهنس که همیشه در سکوته
چرا از عشقای دنیا سهم غشق ما سقوط
بی تو غمگینه دل دیوونه بی صدا شدم تو این زمونه
از شلاق بی وفایی تو زخمی تنم خدا میدونه
بی تو غمگینه دل دیوونه بی صدا شدم تو این زمونه
از شلاق بی وفایی تو زخمی تنم خدا میدونه
شاید اشتباه من بود شایدم سادگی کردم
اما این تقصیر من نیست اینجوری زندگی کردم
مثل جون برام عزیزی من به تو بدی نکردم
تو اگه در کردی عشقم من شکایتی نکردم
از گلایه های دنیا سهم من فقط سکوت بود
من نفهمیدم از اول عشق ما رو به سفوط بود
حالا که غریب و تنهام بی تو محکوم به جنونم
ولی عاشقم هنوزم گوش بده برات میخونم
بی تو غمگینه دل دیوونه بی صدا شدم تو این زمونه
از شلاق بی وفایی تو زخمی تنم خدا میدونه
بی تو غمگینه دل دیوونه بی صدا شدم تو این زمونه
از شلاق بی وفایی تو زخمی تنم خدا میدونه


شب يلدا
" يلدا " واژه اي سرياني است به معناي ميلاد و تولد. اين را دهخدا مي گويد. همه چيز از ايران و آيين مهر و جشن ظهور ميترا آغاز مي شود که در گردشي به وسعت کل تاريخ ، دوبار به ايران بازگشته است.
به روايتي، يلدا، روز تولد ميترا و مسيح است اما شهرت اين شب در ادبيات به دليل همان طولاني ترين شب سال بودن آن است.
در اين بلندترين شب سال، افراد دور و نزديک خانواده در منزل بزرگان قوم گرد آمده ، با خوردن آجيل و ميوه شب را به شادي مي گذرانند.
از ديرباز، يکي دو روز پيش از فرا رسيدن شب چله ، مردهاي جوان، خوانچه هاي آراسته ميوه را به منزل نامزدهاي خود فرستاده ، خود به ميهماني خانه عروس مي رفتند. خانواده دختر نيز لباس و پارچه نبريده اي به جاي آن هديه مي فرستادند.
اولين اشاره ها به مراسم يلدا مربوط به دوران پيش از زرتشت است يعني شب زاده شدن ايزد مهر.
ايزدي که خورشيد گردونه اوست. هنگام رواج آيين مهر در اروپا، مراسم شب يلدا با شکوه هرچه تمامتر برگزار مي شد. هنگامي که مسيحيت از کشتار بي رحمانه پيروان مهر، در اروپا رواج يافت، اولياي دين پي بردند که برانداختن برخي سنتها و آيين ها مهر غير ممکن است. از اين رو شب ميلاد ايزدمهر را به ميلاد مسيح در 25 دسامبر بدل کردند. فاصله مختصري که ميان اين دو جشن وجود دارد، حاصل اشتباه در محاسبه تقويم است. در حقيقت ميلاد مسيح همان شب يلداي پيروان مهر است که در ايران نيز گرامي داشت آن با رواج دين زرتشت از ميان نرفته ، هنوز نيز مردم آن را بزرگ مي دارند. روميان نيز اين شب را ناتاليس انويکتوس يعني روز تولد مهر شکست ناپذير مي نامند و آن را گرامي مي دارند.
اینم دو تا عکس توپ از هندونه های شب یلدا :

فقط یادتون باشه زیادی نخورین که جواب دادنش سخته ها ...

و تا یادم نرفته :
این شب بزرگ رو به ۰۰۰۱ عزیزم بطور ویژه تبریک میگم و امیدوارم خوش باشی...

قسم به چشمات بعد از این جز تو گلی بو نمی کنم
جز به تو به خوبیهات به هیچ کسی خو نکنم
قسم به اسمت که تو رو تنها بذارم بعد از این
اسم تو رو داد می زنم تا دمدمای آخرین
قطره به قطره خونم رو یه جا به نامت می کنم
دل خوشی های دنیا رو خودم به کامت می کنم
می برمت یه جای دور می شم واست سنگ صبور
برات یه کلبه می سازم پر از یه رنگی پر نور
روح و دل و خون و تنم رو نذر نگات می کنم
دنیا ها رو فدای اون چهره ی ماهت می کنم
هر چی که باختی پای من هر چی که بردم مال تو
هر چی که باختی پای من هر چی که بردم مال تو

آسمان هست من هستم مثل يک پرنده ی مهاجر با حسي غريب اما نه براي تو و نه براي هيچکس در کنار اين مردم شايد حضور صدايي نتواند نگاههايي این چنين سنگين را جا به جا کند . شايد براي باور وجودم اثباتي لازم باشد اما من وجود دارم .
آنقدر دوستت دارم که به هيچ چيز به جز تو در زندگي فکر نميکنم..... زندگي را تنها يک خواب ميبينم ولي تو را مثل يک حقيقت شيرين ميبينم! عاشقي را در ذهنم تنها يک حادثه تلخ ميدانم ولي تو را يک خوشبختي و يک نفسي دوباره ميدانم.! عشق را هيچگاه نپذيرفته ام ، اما با بودن تو نه تنها عشق را ميپذيرم بلکه خودم را مجنون تر از مجنون قصه ها ميدانم!
عزيزم برايت مي نويسم از عشق ، مينويسم تا مثل يک خاطره در ذهنت بماند ! همه احساساتي که تو ميخواني از اين دل شکسته من است ، پس بخوان چون همه اينها حرف دل عاشق من است ، بخوان که نويسنده آن ، اين قلب پر از اميد من هست! همه دلخوشي من تويي ، همه دلخوشي من آن دستهاي گرم تو هست ،همه دلخوشي من آن قلب مهربان تو هست و همه دلخوشي من آن صداي زيباي تو هست! اگر مرا از ياد ببري ،اگر آن دستهايت را از من دريغ کني ،
وقتي دلم گرفت ميام روي اسمت کليک ميکنم و زل ميزنم به پنجره اي سفيد. هيچکدوم حرفي نمي زنيم مثل روزهاي قبل از آشنايي ... اما اين بار با دل گرفته.
نهفتن کدامين ستاره در آسمان شب مرا به عدم - جايي که به آنجا تعلق دارم- خواهد برد. اينجا همه ي ستاره ها نهفته اند…
اینجا تنها تک ستاره ی من بیداراست اما گویی که ماههاست در خواب عمیقی نهفته بود و اکنون که بیدارش کردم مرا از یاد برده .
من آن پرنده ی مهاجری هستم که قلبی از جنس شیشه دارم که تنها با یک فشار می شکنم و در خود می پیچم .
من آن پرنده ای هستم که برای فراموش کردن تو بال خود را شکستم و امکان پرواز را از خود دریغ کردم .
می دونی پرنده وقتی عاشق می شه اگه بدونه که به خواستش می رسه هرگز مهاجرت نمی کنه ، اما اگه بدون بی فایده است از این سرای بی کسی مهاجرت می کنه .
عین من ...
می دونم الان منو فراموش کردی و اصلا حتی اسم منو یادت نیست اما ...
این شعرو بخون تا بدونی :
اگه گفتن من کی هستم ؟ بگید همون که قلبش مهربونه ، البته قدر مهربونیشو فقط خدامی دونه
اگه گفتن کیو دوست داره ؟ بگید همون که جاش پشت ابرهاست . البته جاش و فقط خدا می دونه
می خواستم اینو فقط بدونی
دیوونتم دیوونتم . دیوونه.
میدونم که روزی بازم به وب من میای . چون خیلی ....
اما بخون تا بدونی ....
همیشه صداقتو به غرور و ترس و خجالت ترجیح بده و برای خودت باش....
من ارزش اینو نداشتم که دروغ بگی ...
و یادت باشه برای من همیشه ارزشمند بودی و هستی ...
برای همیشه دوستت داشتم و خواهم داشت پس ...
هیچ وقت فراموشت نمی کنم . ...

آسمون دل من باز دوباره ابری شده باز دوباره یخ زده هوای دل برفی
شده ، چی بگم هر چی بگم فرقی به حالش نداره صدای نم نم بارون
دیگه غصه نداره مهتاب و پرستوها قصه شده برای من ، دیگه عشق و
عاشقی کهنه شده برای من ، عمر روزهای خوشی برای من تموم
شده ، لحظه های بی کسیم تو قصه ها حروم شده ، آسمون دل دیگه
رنگ و صفائی نداره ، آخر قصه بازم اشک و جدائی دوباره ، طاقت دلم
دیگه تموم شده ، دیگه از پرنده ها خبر نداره دل من ، به خدا قسم دیگه
عاشق هیچ دل نمی شم ، با غریبی جون می دم اسیر و بی دل نمی
شم ، به خدا قسم دیگه آرزوی ندارم ، دل مثل نم نم بارون می باره
همیشه دوباره دلم من .....

سلام:
فردا روز دانشجو هستش اول اینکه به همه دانشجویان محترم خصوصا ۰۰۰۱ مهربونم تبریک میگم بعد هم یادته ۰۰۰۱ ام پارسال همین موقع ها بود که بهتون درمورد خودمون گفتم و ولی...
اما امروز فقط میتونم بگم :
به یاد اون روزها سکوتی می کنم بالاتر از فریاد و تصویر زیر رو پشکشت میکنم:


یه عمر دل رو سوزوندی
یه بار خوبی نکردی
خدا کنه بری و هیچ موقع بر نگردی
حرفی نزن دورغ هات نه باورم نمی شه
از عشق بچگونم پشیمونم همیشه
بسه دیگه بی انصاف چی از جوونم تو می خوای
یه روزی می گی می مونی یه روز می ری نمی آیی
دلت می خواد شب و روز جلو چشات بمیرم
کاش به روزم بیفتی بدبختی رو ببینم
دل به تو بستن آره بزرگترین گناه بود
برای آخرین بار برو خدانگهدار
این عاشقی رو کردی تاریک و تیره و تار...


سلام من به تو يار قديمی منم همون هوادار قديمي
هنوز همون خراباتي و مستم ولي بي تو سبوي مي شکستم
همه تشنه لبيم ساقي کجايي
گرفتار شبيم ساقي کجايي
اگه سبو شکست عمر تو باقي
که اعتبار مي تويي تو ساقي
اگه ميکده امروز شده خونه تزوير
تو محراب دل ما تويي تو مرشد و پير
همه به جرم مستي سر دار ملامت
ميميريم و ميخونيم سر ساقي سلامت
يه روزي گله کردم من از عالم مستي
تو هم به دل گرفتي دل ما رو شکستي
من از مستي نوشتم ولي قلب تو رنجيد
تو قهر کردي و قهرت مصيبت شد و باريد
پشيمونم و خستم اگه عهدي شکستم
آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم
همه به جرم مستي سر دار ملامت
ميميريم وميخونيم سر ساقي سلامت
ميگن مستي گناهه به انگشت ملامت
بايد مستا رو حد زد به شلاق ندامت
سبوي ما شکسته در ميکده بسته
اميد همه ما به همت تو بسته
به همت تو ساقي تو که گره گشايي
تو که ذات وفايي هميشه يار مايي
همه به جرم مستي سر دار ملامت
ميميريم وميخونيم سر ساقي سلامت

بی یار میلم نیز به ماندن نیست زندگی ام بی او نفسی از سر بیهودگی است
بی یار رفتن را دوست دارم بی یار مردن را دوست دارم
بی یار نفسم دیگر نفس نیست عادتی است دبرین نمادی است از زندگی ساخته ایست که زنده ایم
بی یار من دیگر من نیست
بی یار غم فراوان است و غمخواری نیست اشک بی پایان است و دست نوازشگری نیست
بی یار حرف بسیار است و شنوایی نیست
بی یار دیگر من نیز نیستم
سلام ۰۰۰۱ من :
نمیدانم چرا عشق من برات مثل هیچ چیزه ...؟
خوب دیگه دیگه اینم از شانس ماست ...